کریستوفر دوبلگ، خبرنگار ویژه خاورمیانه، در کتاب تراژدی تنهایی وجه همت خود را بر نور افکندن بر جنبه‌های شخصی زندگی این شخصیت سیاسی گذاشته است، جنبه‌هایی که پیش از این کمتر به آن توجه شده بود. البته چندین کتاب دیگر هستند که به زندگی شخصی محمد مصدق می‌پردازند اما ادبیات زیبای الکساندر دوبلگ و […]

 

کریستوفر دوبلگ، خبرنگار ویژه خاورمیانه، در کتاب تراژدی تنهایی وجه همت خود را بر نور افکندن بر جنبه‌های شخصی زندگی این شخصیت سیاسی گذاشته است، جنبه‌هایی که پیش از این کمتر به آن توجه شده بود. البته چندین کتاب دیگر هستند که به زندگی شخصی محمد مصدق می‌پردازند اما ادبیات زیبای الکساندر دوبلگ و ریزبینی کار او جنبه‌هایی تازه‌ و البته بحث‌برانگیزی می‌گشاید که در فضای سیاسی معاصر ایران نقش اساسی بازی کرده‌اند. این کتاب بی‌شک منبعی ارزشمند برای پژوهش‌های دانشگاهی برای شناخت سیاست ایران در دوران پهلوی دوم ایجاد خواهد کرد.

شناسنامه کتاب تراژدی تنهایی

عنوان: تراژدی تنهایی: زندگی‌نامه سیاسی محمد مصدق

نویسنده: کریستوفر دوبلگ

مترجم: بهرنگ رجبی (پیشنهاد کاربران)

ناشر: نشر چشمه (پیشنهاد کاربران)

درباره کتاب استراتژدی تنهایی

در کتاب‌هایی که از دوران محمد مصدق منتشر شده است، گرچه او نقش محوری و اصلی داشته است، اما موضوع کودتای ۲۸ مرداد و ملی‌شدن صنعت نفت بر شخصیت سردار اصلی جنگ نفت سایه انداخته بود. به همین دلیل است که فقدان کتابی با محوریت جنبه‌های شخصی و رفتاری این رهبر مبارزه با استعمار انگلیس، در کتابخانه‌های تاریخ معاصر به چشم می‌خورد. کتاب تراژدی تنهایی با عنوان اصلی «میهن‌پرست ایرانی»، برنده جایزه کتاب مؤسسه واشنگتن در حوزه خاورمیانه شد. این کتاب تا اندازه زیادی از این شخصیت سیاسی اسطوره‌زدایی می‌کند.

ساختار کتاب استراتژدی تنهایی

در فصل اول، «شرق ایستا» از دوره تاریخی‌ای سخن گفته می‌شود که مصدق در آن به دنیا آمده است. سال ۱۸۸۲ میلادی برابر با ۱۲۶۲ شمسی سالی است که جهان در حال تغییر است؛ اما این تغییرات در دنیای غرب در شرق و به‌ویژه در ایران جایی ندارد. در این فصل، توضیحاتی درمورد تاریخ ایران نیز داده می‌شود که شاید برای خواننده ایرانی تکراری باشد؛ سپس به جنبش‌های قرن نوزدهم و اولین تغییرات هرچند اندک آن زمان اشاره می‌شود.

در فصل دوم با عنوان «قاشق نقره‌» به پیشینه خانوادگی محمد مصدق پرداخته شده است. در همین فصل، انقلاب مشروطه ایران و موضع مصدق در قبال آن بررسی می‌شود.

فصل سوم با عنوان جالب «فکلی» به زندگی مصدق در غرب به‌ویژه پاریس و سوئیس و حضور در مجامع روشنفکری بازمی‌گردد.

فصل چهارم، «ویران‌کردن قیصریه»، درباره دوران پرکشمکش کشف نفت در ایران و جنگ جهانی اول است: زمانی که مصدق به ایران بازمی‌گردد و اروپایی‌ها به‌سوی یکدیگر لوله‌های توپ‌شان را نشانه رفته‌اند. تاریخ طولانی استعمار انگلستان در ایران، به‌گفته دوبلگ، موجب شده بود بسیاری از ایرانیان در جنگ جهانی اول، طرف آلمان را بگیرند. حتی در جایی شایعه شده بود ویلهلم قیصر آلمان مسلمان شده است و به او حاج ویلهلم می‌گفتند.

عنوان فصل پنجم «زوال قاجاریه» و در مورد ظهور رضاخان میرپنج و پایان سلطنت قاجار است. موضع مصدق در این مورد مشخص است: او بنا بر قانون اساسی مشروطه با این تغییر مخالفت می‌کند و در نتیجه سال‌های انزوای او آغاز می‌شود. روایت «عزلت» او را می‌توانیم با ادبیاتی زیبا بخوانیم. انزوایی که هیچ‌گاه از دیدارها و فعالیت‌های سیاسی و مشارکت‌ها و همفکری‌ها خالی نبود.