فراموشی، تنها شیوه‌ی دفاعی است که برای ما انسان‌ها باقی مانده است.
هر آنچه که به دست فراموشی سپرده شود دیگر نمی‌تواند به ما آسیبی برساند.
دیه گو مارانی، رمان نویس، مترجم و مقاله نویس ایتالیایی در سال ۱۹۵۹ در «فرارا» به دنیا آمد و تا به حال هشت رمان به چاپ رسانده است که معروف ترین آن ها همین «مرد بی زبان» (دستور زبان فنلاندی) بوره که به چندین زبان ترجمه شده و جایزه ادبی «گرینتزانه کاوور» را نیز نصیب او کرده است.

درباره داستان این رمان می توان گفت که این اثر پاسخی به سوالاتی از این قبیل که اگر روزی بیدار شویم و بفهمیم هیچ به یاد نمی آوریم، چه می کنیم؟ نه خود را بشناسیم، نه اطرافیان؛ نه مکان را بشناسیم، نه سرزمینی که در آن به سر می بریم؛ حتی زبان مان را به یاد نیاوریم، نتوانیم حرف بزنیم. در آن صورت، با فراموشی، با فقدان چه می کنیم؟ هویت مان چه می شود؟ از کجا به هستی خود معنا می بخشیم؟ به ارتباط، به فرهنگ، به ماهیت چه گونه می رسیم؟

دیه گو مارانی
مرد بی زبان